بایگانی ماهانه: اوت 2014

دخترک بزرگ میشود

استاندارد

نزدیک ۸ ماه پیش یک سفیه فضایی به آ‍پارتمان فسقلی یک اتاق خوابه ما اصابت کرد. یعنی جدا فرود نیامد یکجوری به ما خورد که کماکان در حال رفت و روب و سر و سامان دادن به زندگیمان هستیم. از داخل این سفینه دختر کوچولوی فضایی ما خارج شد با آن زبان گریه و فریادش که هنوز هم چیزی از آن سر در نمی آوریم. دخترک سه ماه اول بغل گوش من فقط فریاد میکشید. اما بعد هی بهتر و بهتر و بهتر و بهتر شد. یعنی حتی کار به جایی کشید که از بعد از ۵ ماهگی بعد از اینکه میخوابید میشد از توی بغل گذاشتش تو کالسکه و جیغ زنان بیدار   نمیشد. ای جانم. خلاصه که دارد نرم نرمک برای خودش بزرگ میشود. آنقدر زیباست که حرف ندارد. طره های نرم مویش در همه جهات در اهتراز است. چشمانش آنقدر زیبا و مهربان است که وقتی با محبت به آدم نگاه میکند همه غصه های آدم یکجا آب میشود. امروز یکی در گروه تجربیات مادرانه فیس بوک نوشته که بچه را باید از ۸ ماهگی از ‍پوشک گرفت. از ۸ ماهگی؟ آخر این جوجه که قد نخود است هنوز. چطور حالی ما کند که میخواهد جیش کند. این نخود که هنوز سه چهار بار در شب بهانه شیر خوردن میگیرد و میاید بغل من و بعد دو دقیقه الکی مک زدن که خیالش راحت میشود میخوابد. من تازه متوجه شده ام که آمادگی بزرگ شدن دخترکمان را ندارم. برای همین هم هست که هیچ نگران ننشستن درست و حسابی و چهار دست و پا نرفتنش نیستم. بیشترین نگرانیم این است که چطور یادش بدهم که وقتی بزرگ شد خودش را همان طوری که هست دوست بدارد. این روزها همه فکر من این است و اینکه نکند بعد ما دخترک شیرین و مهربان ما در این دنیا تنهایی دلش بگیرد.