دخترک بزرگ میشود

استاندارد

نزدیک ۸ ماه پیش یک سفیه فضایی به آ‍پارتمان فسقلی یک اتاق خوابه ما اصابت کرد. یعنی جدا فرود نیامد یکجوری به ما خورد که کماکان در حال رفت و روب و سر و سامان دادن به زندگیمان هستیم. از داخل این سفینه دختر کوچولوی فضایی ما خارج شد با آن زبان گریه و فریادش که هنوز هم چیزی از آن سر در نمی آوریم. دخترک سه ماه اول بغل گوش من فقط فریاد میکشید. اما بعد هی بهتر و بهتر و بهتر و بهتر شد. یعنی حتی کار به جایی کشید که از بعد از ۵ ماهگی بعد از اینکه میخوابید میشد از توی بغل گذاشتش تو کالسکه و جیغ زنان بیدار   نمیشد. ای جانم. خلاصه که دارد نرم نرمک برای خودش بزرگ میشود. آنقدر زیباست که حرف ندارد. طره های نرم مویش در همه جهات در اهتراز است. چشمانش آنقدر زیبا و مهربان است که وقتی با محبت به آدم نگاه میکند همه غصه های آدم یکجا آب میشود. امروز یکی در گروه تجربیات مادرانه فیس بوک نوشته که بچه را باید از ۸ ماهگی از ‍پوشک گرفت. از ۸ ماهگی؟ آخر این جوجه که قد نخود است هنوز. چطور حالی ما کند که میخواهد جیش کند. این نخود که هنوز سه چهار بار در شب بهانه شیر خوردن میگیرد و میاید بغل من و بعد دو دقیقه الکی مک زدن که خیالش راحت میشود میخوابد. من تازه متوجه شده ام که آمادگی بزرگ شدن دخترکمان را ندارم. برای همین هم هست که هیچ نگران ننشستن درست و حسابی و چهار دست و پا نرفتنش نیستم. بیشترین نگرانیم این است که چطور یادش بدهم که وقتی بزرگ شد خودش را همان طوری که هست دوست بدارد. این روزها همه فکر من این است و اینکه نکند بعد ما دخترک شیرین و مهربان ما در این دنیا تنهایی دلش بگیرد. 

Advertisements

یک پاسخ »

  1. هشت ماهگی؟! ما تو 22 ماهگی پوشک رو از بچه گرفتیم، مادرم هنوز داره غرغر می‌کنه که شما دارید مسئولیت‌های خودتون رو می‌ندازید رو دوش بچه! تا 10 ماه بعدش هم هر وقت یه کم بیشتر آب می‌خورد شب‌ها خودش رو خیس می‌کرد! ضمن اینکه به نسبت پسر اولم این یکی خیلی زود به حرف اومده و کلی حواسش جمع‌تره.
    گمونم اونهایی که این حرف رو می‌زنند (باز کردن پوشک در 8 ماهگی) یا صرفا مادران خانه‌دار رو مد نظر داشتند یا منظورشون 28 ماه بوده!

    • 🙂 من كه طرفدار آزادي و حق و حقوق آدمهام كيوان. هر وقت خودش دلش خواست ميگيرمش. متاسفانه دقت كردي كه يه عده در كنار خونه و ماشين و كفش، بچه هم جزو چشم و هم چشميهاشونه. ما رو كه كشتن بس كه بهمون يادآوري كردن تعداد دندوناي بچه فلان همسايه و فاميل رو

  2. بگمانم در کتاب وضعیت آخر تامس هریس بود که نوشته‌بود: بعضی توصیه‌های تربیتی کودکان را انگار جادوگرانی عجوزه و سوار بر دستهٔ جارو به یادگار گذاشته‌اند! منظور او توصیه خودداری از بغلی کردن کودکان بود.
    البته من خودم هنوز نمی‌دانم چطور می‌شود نوزاد را بیدریغ در آغوش کشید و سپس توقع داشت به راحتی در اطاق -یا حتی تخت- خودش بخوابد؟!

    • كيوان جان من منگ پيغامهاي شما رو تازه خوندم اصلا يادم نيست چطور تاييد كردم ولي نخوندم !!!!!! . اين مادر كم خواب رو ببخش. خيلي نميشه از كسي كه شب هر يكي دو ساعت يبار بيداره انتظاري داشت. همين الآن هم كه دارم اينها رو تايپ ميكنم تو بغل من داره خواب نيمروزي ميكنه. بلند شدنم از روي تخت مصادفه با بيداري. 🙂 جمله زيبايي نوشتين. حقيقتا كه من چند ماهيه از ارجاع به اينترنت دست كشيدم و با خيال راحت و بدون عذاب وجدان كنار خودم مبخوابونمش و بغلش ميكنم. البته من هميشه بيدريغ بغلش ميكردم. عزيزك كوچولو رو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s